سلام . امروز می خوام نحوه ی ثبت نام و ایجاد یک چت روم رایگان رو توضیح بدم. برای عزیزانی که خیلی ایمیل زده بودند و می گفتند که شما که سایت های خوبی معرفی می کنید نحوه ی کار با اونها رو هم توضیح بدین. چشم!
سایت geesee.com امکان ایجاد اتاق گفتگوی اختصاصی را (بدلخواه) بدون نیاز به هیچگونه طراحی و برنامه نویسی برای شما فراهم کرده است. اتاق های چت این سرویس به صورت فلش و بیسار زیبا می باشد.
برای ثبت نام به این لینک مراجعه کنید. تمام مراحل ثبت نام مطابق شکل ها توضیح داده شده است.
مرحله اول: ساختن اکانت
مرحله دوم: ثبت اطلاعات مربوط به چت

مرحله سوم: ثبت مشخصات اتاق چت

مرحله چهارم: مشخص کردن تعداد ویزیتور

محیط کاربری :

توجه داشته باشید که با اتمام این مراحل، شما با کلیک کردن بر روی لینک Embed chat می توانید کدهایی که باید در قالب وبلاگتان کپی کنید را استفاده کنید.
وبلاگ نویسی در ایران بی شک جنبشی است در مخالفت با خفقان و نظام تک صدایی. صدایی است در رویارویی با جامعه ایی که در آن فردیت زیر پای قوانین و جمع گرایی پدرسالارانه و سنتی، لِه می شود. اعتراضی است به حذف فرد و فرودست انگاشتن او در مقابل صاحبان قدرت. پافشاری "من" است برای دیده شدنش. وبلاگ نویس می خواهد بگوید که هر دستی صدایی دارد و صداست که می ماند، نه سکوت. او حضورش را به رخ می کشد. می نویسد، از هر آن چه خود می خواهد. بدون سانسور و ریا.
وبلاگ نویسی نشان از ضرورت وجود تریبون های آزاد برای دیده و شنیده شدن دارد. فورومی برای ابراز آزادانه ی نظر بدون ترس از مجازات. در زمان کوتاهی که از عمر پدیده ی وبلاگ نویسی در ایران می گذرد صدها نفر برای ابراز نظر و احساس خود و ارتباط با جهان پیرامون تریبونی یافته اند. وبلاگ نویسی ایرانی اگر در نیمه راه جان نبازد و یا به ابزار نخبگان و صاحبان قدرت بدل نشود، تاثیر ماندگاری در شکسته شدن سد سانسور حکومتی و سنتی خواهد داشت. وبلاگ نویسی الترناتیوی برای دسترسی به وقایع و اخبار در مقابل رسانه های انحصاری ارایه میدهد.
وبلاگ نویسان دنیایی، کشوری، اتاقی مجازی برای خود آفریده اند. با هم ارتباط دارند، به هم سر میزنند و نزد هم به میهمانی می روند. به خانه ی یکی که میروی با لینک هایش می توانی تا وقت داری خانه به خانه بروی و بخوانی و بنویسی. با هم قهر و دعوا میکنند و گاه یکدیگر را سخت می آزارند. هر روز یکی خسته میشود و یادداشت هایش را در فضایی که دارد رها می کند و کنار میرود، دیگری از راه می رسد و به فصلی دیگر از زندگی اش سلام می گوید.
وبلاگ نویسی بی شک نشانی از گرایش این نسل به ویرانی "دیوار ها" دارد. دیوار هایی که استبداد سیاسی برافراشته. دیوار های میان خانه و جامعه، میان اندرون و بیرون. این اشتیاق به فروریختن این دیوار هاست که پایان " آبروداری" و ریاکاری جمعی را که بیش از همه زنان را در بند نگه می دارد، نوید می دهد. این شیوه ی نوینِ علنی گویی، شکستن سکوت تحمیلی و ارزش گذاردن بر تجربیات و برداشت های شخصی، نشانه ی رشد و تعمیق پروسه ی "نه" گفتن و بیزاری از تمرکزگرایی، تقلید و نخبه گرایی است.
چرا وبلاگ می نویسی؟
یکی می گوید :می نویسیم به هزار و یک دلیل ..یکیش اینه که می تونم آزادانه هر چی تو دلمه چه مسائل سیاسی چه اجتماعی و چه اقتصادی، بدون اینکه بخوام به کسی حساب پس بدم، بنویسم! در زندگی واقعی باید درباره ی بیشتر این مسائلی که می نویسم سکوت اختیار کنم..و نوشتنش حداقل کمی آرومم می کنه!
یکی دیگر می گوید: وبلاگ نویسی باعث شده که مثلا خود من، بیشتر بتونم خودم رو بشناسم، به خیلی از استعدادهام، مثلا استعدادم در طنز،یا در نوشتن پی ببرم. خیلی از چیزهایی رو که قبلا حتی در موردش فکر نمی کردم هم بتونم بیان کنم.
دیگری هم می گوید: وبلاگ نویسی واسه زنان امروز جامعه ما، در واقع برای خیلی هاشون مثل یک درمان واسه درد عظیم تنهاییه و میتونه باعث بشه دیگه خودشون رو دست کم نگیرن. در کل وبلاگ چه برای زنان و چه برای مردان به خاطر نبود آزادی بیان در جامعه، وسیله خیلی خوبی برای ابراز عقاید شون.
دیگری می گوید: وبلاگ عمومی کردن دنیای خصوصی است به نحوی که نویسنده آن به آن تمایل دارد. در وبلاگ از عشق و دلبسته گی ها، از ناامیدی ها و افسردگی ها، از سرکوب های احساساتی و تمایلات فردی می توان نوشت و خواند.
شما چرا وبلاگ می نویسید؟
حجاب چگونه اجباری شد؟ پاسخ این سوال را گاهی افرادی که از نزدیک شاهد واقعه انقلاب سال 1357 بودند هم دقیق و کامل نمیدانند.
در همان روزی که محمد رضا پهلوی ایران را ترک کرد روزنامه کیهان مصاحبهای از آیت الله منتظری که تازه از زندان آزاد شده بود با روزنامه فرانسوی لوسووار منتشر کرد که در آن از حجاب اسلامی هم صحبت شده بود. او در پاسخ به این سوال که آیا به نظر شما دختران و زنان باید حتما در چادر پوشیده باشند می گوید:
اصلا حجاب اسلامی به معنی پوشیده شدن در چادر و انزوای اجتماعی نیست هدف آن است که زن در جامعه لخت نباشد که وسیله شهوت رانی قرار گیرد. وگرنه با مراعات حجاب اسلامی و عدم اختلاط دختر و پسر از نظر اسلام آزادیهای مورد نیاز برای زنان و دختران تامین می شود و آنها از تمام مزایا و حقوق اجتماعی مشروع بهره مند می شوند.
واژه « لخت » از این پس مدام در ادبیات انقلابیون مذهبی تکرار میشود. در ستون «کیهان و شما» در روزنامه کیهان که بازتاب دهنده تلفنهای خوانندگان روزنامه است هم پیامهای جالبی در مورد حجاب میتوان دید. مثلا در 27 دی پروین افشار میگوید:
این روزها خانمهای چادری رفتار بسیار بدی با زنان بی حجاب دارند و هر جا که زن بیچادری را ببینند به او توهین می کنند. حتی بعضی از جوانان ضمن متلک گفتن به این گروه از زنان موجبات آزار بدنی آنان را نیز فراهم می کنند. شما را بهخدا در روزنامه به این گونه افراد تذکر بدهید و بگوئید این کارها شایسته افراد مومن و با تقوا نیست.
مساله زنان و جایگاه آنان در انقلاب تقریبا سوال ثابت تمام مصاحبههای امام خمینی بوده است. یکی از جالبترین پرسش و پاسخها، گفتوگوی خبرنگار کیهان با ایشان است:
- خبرنگار: نقش زنان در حکومت اسلامی چگونه خواهد بود؟ مثلا آیا وزیر خواهند شد البته اگر استعداد و لیاقت نشان بدهند؟
- امام: اینها بسته به این است که حکومتی که پیش میآید تکالیف را معین کند. الان وقت این حرفها نیست.
- خبرنگار: چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته اید این نشان دهنده این است که نهضت ما نهضتی مترقی است ولی دیگران کوشیده اند آن را عقب مانده نشان بدهند. فکر می کنید آیا زنان ما باید حتما حجاب داشته باشند؟ و مثلا روسری رو سر داشته باشند؟
- امام: اینکه شما را پذیرفتم بنده شما را نپذیرفتم شما آمدید اینجا و من نمی دانستم شما می خواهید بیائید اینجا که پذیرفتم این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است که به مجرد اینکه شما به اینجا آمدید دلیل بر این است که اسلام مترقی است. ترقی هم به این نیست که زنها خیال کرده اند یا مردها خیال کرده اند. ترقی به کمالات انسانی و با اثر بودن یک زن در مملکت است نه به اینکه سینما برویم که دانس برویم و اینها ترقیاتی است که محمدرضا برای شما درست کرد که شما را به عقب رانده که ما باید بعدها جبران کنیم. شما آزادید در کارهای صحیح دانشگاه بروید هر کاری را که صحیح است بکنید و همه ملت آزادند در اینها اما اگر بخواهند کارهای خلاف عفت بکنند و یا کارهای خلاف ملیت بکنند از آنها جلوگیری می شود و این دلیل بر ترقی و مترقی بودن است. (کیهان3 بهمن 57 شماره 10620 صفحه 3)
پیشنهاد می کنم ادامه این مقاله را حتماْ بخوانید.
ما در زندگی شخصی خود باید تصمیمات زیادی بگیریم ، از تصمیمات کوچک گرفته ، مثل اینکه امروز ظهر ناهار چه بخوریم ، تا تصمیمات بزرگ ، مثل اینکه چه شغلی انتخاب کنیم .در زندگی اجتماعی نیز تصمیمات زیادی گرفته می شود ، از تصمیمات کوچک گرفته ، مثل اینکه در میدان شهر چه گلی بکاریم ، تا تصمیمات بزرگ مثل اینکه بودجه کشور را چگونه تنظیم کنیم .اما تصمیم گیری کار دشواری است و حتی تصمیمات کوچک ماهم ممکن است پیامدهای پیش بینی نشده مهمی داشته باشد . چطور حقیقت را پیدا کنیم ؟ چطور مطمئن شویم که تصمیم درستی گرفته ایم ؟
جستجوی حقیقت –یا تحقیق-روشی است که مدتهاست دانشمندان به آن دست یافته اند و با بکار بردن همین روشها است که علوم اینقدر پیشرفت کرده اند . چرا ما نیز در زندگی شخصی و اجتماعی خود، از همین روش که اعتبار آن به اثبات رسیده است، استفاده نکنیم ؟ بسیاری از افراد و جوامع این کار را کرده اند و بسیار هم موفق بوده اند؛ پس بیاییدماهم این روش را بیاموزیم و به کار بریم .
به گفته گاستون باشلار ، فیلسوف فرانسوی ، هر تحقیقی سه مرحله دارد : گسستن و ساختن و سنجیدن .*
منظور از گسستن غلبه بر پیشداوری هاست . باید باورهای قبلی خود را درباره موضوع مورد تحقیق کنار بگذاریم تا بتوانیم منصفانه به دنبال حقیقت بگردیم . به این منظور باید به دنبال سابقه تحقیق باشیم ؛ یعنی با کسانی که در این موضوع تجربه ای دارند مشورت کنیم و نوشته هایی را که در این موضوع موجودند، مطالعه و بررسی کنیم .
مرحله بعد ساختن است ، یعنی بر اساس نتایج بررسی خود در مرحله قبل، پاسخی برای سؤال خود می یابیم و نظری به ذهنمان می رسد که بر اساس آن می توانیم روش کار و عملیات اجرایی و نتایج احتمالی را پیش بینی کنیم .
مرحله سنجیدن ، مقایسه نظر با واقعیت است ؛ یعنی اثبات درستی یا نادرستی نظریه از راه تجربه .
در انجام هر کاری و گرفتن هر تصمیمی نیز؛ همین سه مرحله باید طی شود :
ابتدا باید منابع مربوط به موضوع مورد نظر را دقیقأ بررسی کنیم . هر چه بیشتر این منابع را بررسی کنیم ، بیشتر با جنبه های مختلف موضوع و دیدگاههای مختلف درباره آن، آشنا می شویم و ذهنمان وسعت بیشتری می یابد . نظریات علمی و دینی و تجربیات افراد ، همه در این مرحله به کار می آید .
مرحله بعد ، مرحله اصلی تصمیم گیری است ؛ یعنی تعیین هدف و برنامه ریزی برای رسیدن به آن . تمام کسانی که تصمیم مذکور به آنان مربوط می شود باید در این مرحله شریک باشند و به توافق برسند تا برنامه کار کاملأ برای همه روشن باشد و همه بدانند چه سهمی به عهده دارند .
مرحله بعد ، مرحله عمل است . تصمیم اجرا می شود و نتایج حاصل از عمل با اهدافی که در مرحله قبل داشتیم مقایسه می گردد تا میزان موفقیت معلوم شود . این کار باید مرحله به مرحله صورت گیرد تا در صورت لزوم اصلاحاتی در برنامه قبلی اعمال شود .
بر طبق روش علمی ،حقیقت هیچ چیز از ابتدا معلوم نیست و حقیقت مطلق هم هرگز دست یافتنی نیست . در جریان چرخه مشورت ، مطالعه ،تفکر و عمل است که می توان به حقیقت نزدیک شد . نه تنها هرگز نمی توان از ابتدا در مورد راه درست مطمئن بود ، بلکه هرگز نمی توان اطمینان یافت که بهترین راه چیست ؛ اما می توان اطمینان داشت که به این ترتیب بهترین کاری را که در حد توانمان بوده است انجام داده ایم - وهمین است که مهم است.
با تشکر از شفیقه